در حالت کلی ، برای هر وسیله، بنا به تعریفش ، کاربردی را در نظر می گیرند. یعنی هدف از بکار بردن مبلمان باتوجه به نوع کاربری آن که همان " نشستن و استراحت نمودن و ایجاد ارتباط با اطرافیان " است ، در مکانهای مختلف تعاریف متعددی را در بر دارد . مثلا مبلمان در منزل تعریفی و در ادارات تعریف دیگری دارد.

مبلمان در اتاق انتظار یک مطب با سالن انتظار فرودگاه به گونه ای دیگر استفاده می شود . البته ممکن است گفته شود : با این وجود ،اصلی ترین هدف استفاده از مبلمان، نمی تواند ارتباط استفاده کنندگان بایکدیگر باشد، بلکه تنها " نشستن و استراحت نمودن " می باشد، که با دقت در این مقوله می توان دریافت که تعارضات فرهنگی که اشیاء بر انسان تحمیل می کند ، اگر پذیرفته شود ، ابتدای روند استحاله می باشد.

انسانها ،موجوداتی اجتماعی هستند که محتاج به ارتباط و تعامل با همنوعان است، در حالیکه در چیدن مبلمان اکثر اماکن عمومی ، پارامتری که مورد غفلت واقع می شود ، ارتباط است

 در چیدمان توجه به این نکته ضروری است که ارتباط استفاده گران با یکدیگر بیشترین هدف از استفاده از این وسیله می‌باشد. یعنی همانطور که در دکوراسیون سنتی ، قرار گیری پشتی ها به گونه ای بود که فرم کانونی آن مورد توجه قرار می‌گرفته ، باید در استفاده از مبلمان هم این مسئله مورد توجه قرار گیرد. یعنی ، هرچه رو در رویی افراد بیشتر باشد، به هدف نزدیکتر شده ایم. تصور کنید ، مبلمان منزل خود را بصورت سالن انتظار بالا بچینید.

کنج ها ، بهترین فضا را برای تحقق این هدف به ما می دهند. فقط باید در ترتیب چیدن به گونه ای اعمال شود که مبلهای تک نفره در بین مبلهای بیشتر از یک نفر قرار بگیرد و در اینصورت می توان تعادل را در ارتباطات برقرار کرد.